توانایی گرفتن تصمیم مالی درست، از قابلیت‌هایی است که هر صاحب کسب‌وکاری دارای آن نیست؛ اما این موضوع پیچیده، ربطی به کم‌تجربه بودن، نداشتن دانش کافی و یا علاقمندی آن‌ها ندارد!

تصمیم مالی و تأثیر طبیعت بشر بر آن

    به گفته‌ی جان هاو (John Howe) نویسنده‌ی کتاب «The Foolish Corner: Avoiding Mind Traps in Personal Financial Decisions»، طبیعت بشر و غرایز تکاملی‌اش در هنگام گرفتن چنین تصمیماتی بر او چیره می‌شود. در ادامه اضافه می‌کند که اولین قدم گرفتن تصمیم مالی بهتر برای کسب‌وکارها این است که فرد همیشه از این آگاهی داشته باشد که تعصبات شخصی‌اش بر خروجی ذهنش تأثیرگذار بوده‌اند. تعصباتی شخصی که شامل موارد زیر هستند:

۱. اعتماد به نفس بیش از حد: این مورد زمانی تأثیر خود را نشان می‌دهد که داده‌های بازاریابی و بازخودها به طور کلی با تصمیمی که صاحب کسب‌وکار در حال گرفتن است در تضاد هستند و دو چیز متفاوت با یکدیگر را نشان می‌دهد. هر کسب‌وکاری به خوش‌بینی نیاز دارد اما وقتی این موضوع به یک اعتماد به نفس کاذب تبدیل می‌شود، شروع به نادیده گرفتن واقعیات می‌کنند و دقیقاً در همین نقطه مشکلات شروع به ایجاد شدن می‌کنند. این موضوع ادامه‌دار خواهد بود چرا که احساس خواهند کرد دیگر راه برگشتی برای از تصمیم مالی که گرفته‌اند، ندارند.

راه‌حل: صاحبین کسب‌وکارهای موفق درک کرده‌اند که چه زمانی باید از چیزی دست کشیده، روی برگردانند و به سراع یک استراتژی و برنامه‌ی جدید بروند. کلید امنیت مقابله با درگیر اعتماد به نفس کاذب شدن این است افراد قابل اتکایی که دارای منابع اطلاعاتی خاص خودشان هستند و تنها به اطلاعات شما تکیه نمی‌کنند، داشته باشید. این افراد باید توانایی مخالفت با صاحب کسب‌وکار را داشته باشند و بیشتر شامل مشاورها می‌شود. مشاورین به سادگی و بدون ترس می‌توانند به مخالفت با شخص تصمیم‌گیرنده بپردازند و نقش وکیل مدافع شیطان را بازی کنند.

۲. احساست زیاد از حد: موضوعاتی که حول محور سرمایه و پول می‌چرخند باعث می‌شوند که به مسائلی احساسی تبدیل شوند؛ احساساتی مثل میل به بردن به هر قیمتی یا بازگرداندن ضررکرد گذشته و ... احساساتی بسیار قوی و حتی مخرب هستند. غالباً صاحبین کسب‌وکارهای رقابتی از این که در هر نوع موضوعی ببازند متنفر هستند و این ممکن است باعث کاهش منطق کاری و تاریکی دیدشان می‌شود.

راه‌حل: پایه‌ی تصمیمات را بر نتایجی از منابع مختلف بنا بنهید. از مشاورین که درگیری عاطفی و احساسی با موضوع ندارند بخواهید که نقطه نظر خود را بیان کنند. صاحبین کسب‌وکارها باید تلاش کنند که احساسات و عواطفی که بر روی تصمیم‌گیریشان تأثیرگذار هستند را یافته و آن‌ها را برای حل و رفع نام‌گذاری کنند و به این باور برسند که عواطف نباید بر روی تصمیم‌گیری آن‌ها تأثیر بگذارد.

۳. تعصبات داخلی: تمامی مدیران یک موضع‌گیری خاص خود را در مقابله با تصمیم‌گیری دارند. این موضوع باعث می‌شود که مشکلات را از یک زاویه ببینند و راه‌حل را نیز تنها از آن زاویه پیشنهاد دهند. در ذهن آن‌ها، این ذهنیت و موضع براساس آن شکل گرفته که قبلاً آن موضوع جواب داده و باعث حل مشکل شده است یا که نه.

راه‌حل: صاحبین کسب‌وکار باید به این موضوع واقف شوند که دید و چشم‌اندازشان همیشه درست و دقیق نیست. باز هم برای حل این معضل باید از مشاورین خود کمک بخواهند؛ مشاورینی که از خارج کسب‌وکار هستند و زاویه دید و موضع متفاوت‌تری دارند.

۴. تصمیم همکاران: بسیاری از صاحبین کسب‌وکارها راحت‌تر هستند که دنباله‌روی دیگران باشند و اعمال آن‌ها را تکرار کنند. آن‌ها تصمیم مالی خود را براساس یا چشمُ هم‌چشمی با دیگران می‌گیرند و یا نگاه می‌کنند که کدام راه برای حل مشکل مشابه بیشتر انتخاب شده است. این نوع افراد می‌ترسند که اگر همچون روش همتایان خود هم‌زمان دست به سرمایه‌گذاری نزنند از قافله عقب می‌مانند.

راه‌حل: صاحبین کسب‌وکار باید این که دیگران هم اشتباه می‌کنند، عادت کنند! مدیرها باید به این موضوع واقف باشند که دیگران همیشه درست فکر نمی‌کنند؛ باید تصمیمات را با متخصصان و مشاورین خود که از هر گونه فشار ذهنی تصمیم دیگران بر خود مبرا هستند، تجزیه و تحلیل کنند و راه‌های مختلف اجرای هدف را پیدا و از میان آن‌ها بهترین را انتخاب و آن را اجرا کنند.

    البته که باید تعادل را رعایت کرد! صاحبین کسب‌وکار و مدیران باید به تجربه و دانش خود نیز تکیه کنند و از آن نیز استفاده‌ی خود را ببرند اما مهم آن است که در تصمیم مالی گرفتن عجله‌ای در کار نباشد و موارد ذکر شده را رعایت کرد و بهترین تصمیم ممکن را انتخاب و اجرا کرد. در همین حال، آن‌ها باید پیش‌بینی کنند که چه مشکلاتی ممکن است در راه رسیدن به نتیجه‌ی مطلوب اتفاق افتاده و برای آن‌ها نیز چاره‌ای بیاندیشند!